![]() |
![]() |
|
| وبلاگی برای انعکاس اخبار و وقایع کوخرد در شهرستان بستک استان هرمزگان |
|
چقدر این روزها بحث و گفتگو داغه، هر که را میبینی در حال تجزیه و تحلیل کردن وقایع چند روز گذشته کوخرد در عرصه اینترنت و فضای مجازیسیت ،شاید اینکه مشخص بشود فلان وبلاگ مال چه کسی بوده صرفا این همه مهم نباشد، ولی آنچه بر حساسیت موضوع افزوده نحوه برخورد این وبلاگ در طول این دوسال بوده،که باعث بروز مشکلات خیلی بزرگی برای برخی از ماها شده بود،راستی چه میشود که یک انسان مسلمان راضی میشود که اینگونه به دیگران آزار برساند، آن هم در حالی که همه میدانیم مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبانش در امان باشند؟ با خودم فکر میکردم که چرا وقتی ماها با یک کار فلانی مشکل داریم دیگر میخواهیم سر به تن طرف نباشد ؟ اصلا چرا اینجا کسی تحمل کسی را ندارد حتی تحمل برادر را؟ راستی الان چه کسی جوابگوی آن اعتماد از دست رفته است؟ نمی توانیم سرهایمان را زیر برف کنیم و بگوییم هیچ اتفاقی نیفتاده،می توانیم؟ واقعا این همه توهین که به اشخاص شده،به نظرتان اتفاق کوچکیست؟ کاش کسی از ما بود که میتوانست برایمان توضیح دهد چرا این اتفاق به این شکل برای ما رخ داد؟ و چه بزرگوارانه این همه افراد که به هر نحوی مورد اهانت قرار گرفته بودند،گذشت کردند، ما که از شورا و امام جمعه محترممان درس گذشت و ایثار گرفتیم.آنچه نباید اتفاق میفتاد رخ داده،امیدوارم که همه با سعه صدر با این قضیه برخورد کنند تا آسیبهای آن کمتر شود برای اجتماعمان و همچون تجربه ای تلخ بگذرد از سرمان،این اتفاق شکستی بود که به پای همه ما نوشته میشود، این شکست میتواند گامی باشد برای پیروزی ما،رخ دادن بد اخلاقی در جامعه طبیعی است اما مهم نحوه باز پروری و برخورد با این بد اخلاقی است٬ گاهی وقتها یک بد اخلاقی میتواند مقدمه بد اخلاقیهای دیگر باشد، و گاهی وقتها هم آشکار شدن یک بد اخلاقی باعث از بین رفتن خیلی از بد اخلاقیها میشود. خدا کند هر کس که به هر نحوی در این بد اخلاقی شریک بوده هم یاد بگیرد که انتقاد با تخریب فرق میکند، خدا میداند که انتقاد چقدر به حال جامعه مفید است و همه میدانیم که به رفتار و تفکرات همه ما انتقاد وارد است،اما وقتی این انتقاد با توهین و تخریب همراه باشد هیچ تاثیری ندارد، بیاییم یاد بگیریم که برای یک مشکل تمام کارها و شخصیت افراد را زیر سئوال نبریم.ای کاش کسانی هم که مایل به گرفتن ماهی از آب گل آلود هستند، به خود آیند و دست از سوراخ کردن قایقی که همه برا آن سواریم بردارند،گروهی هم سعی در تسری این موضوع به دامن دین و دین مداران دارند که این هم حرکت اشتباهی می باشد. همچنین باید همه سعی کنیم که در جامعه فضای انتقاد و گفتگوی سالم حاکم شود وبه یاد داشته باشیم که همه در جامعه حق اظهار نظر و مشارکت درتصمیم گیری دارند حتی بی سر و صداترین آدمها و این حقی است که همه ما به آن اذعان داریم و لی شاید در واقعیت به خاطر برخی تعصبات جاهایی مجال اجرا نداشته باشد، و این خود زمینه بروز مشکلاتی می شود،به هر حال این هم گذرگاه سختی برای جامعه ما می باشد که با برخورد آگاهانه و دلسوزانه می توانیم به سلامت از آن بگذریم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/08/24ساعت 23:56 توسط دوست |
|
|
سلام٬ بعضی وقتها انسان تعجب میکند از اتفاقاتی که پیرامونش میفتد٬و بعضی وقتها انسان از انسان بودنش خجالت میکشد٬و یه قول انشتین دو چیز حد و مرزی ندارد اول پهنه بیکران هستی که البته شاید روزی بتوان برای آن حد و مرزی متصور شد و دوم حماقت انسان که مطمئنا برای دومی هیچ وقت نمی توان حد و مرزی قائل شد.خدایا ببین حال و روز بد ما انسانها را٬در این جهانی که آفریدی خیلی بدیها دامنگیر شده و ظلم و ستم بیداد میکند٬پس چرا تمام نمیکنی این همه زجر کشیدن نوع بشر را؟ هزاران سال از این رقابت گذشته ٬دیگر بس است.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/08/18ساعت 19:1 توسط دوست |
|
|
زیر ضربات مشت و لگد روزهایش سپری میشود ،دم به دم تحقیر میشود ، مدام سر کوفت میخورد،دیگر خودش هم باورش شده که هیچ حقی در این دنیا ندارد و باید بسوزد و تحمل کند،حتی به مرگ هم نمی اندیشد چون خود را لایق آن هم نمی داند، فقط زنده است برای کتک خوردن، برای توهین شنیدن ،برای خدمت کردن و برای اینکه فلسفه آفرینشش این بوده به گمان بعضی کوته نظران،برای اینکه او یک زن است،جنس دوم، مکمل مرد،رفع کننده نیازهای مرد،مورد نیاز برای تداوم نسل، خودش هم نمی داند اینها جرمهایش هستند یا امتیازاتش؟ مطمئنم که زنهایی هستند که این وضعیت را ندارند، اما متاسفانه بعضیها هم هستند که این حال و روز را دارند و سالهاست که به این شیوه زندگی میکنند، و چه بسا که حتی به درگاه خداوند اعتراضی هم برای نجات از این وضع نمیکنند، چون این نوع زندگی را بخشی از فلسفه وجودی خود میدانند، و چه بی انصافند بعضی از مردها در این دنیا، که اینچنین ظلم میکنند بر این بندگان خدا، و ای کاش کمی چشم باز میکردیم و ملایمتر برخورد میکردیم با نزدیکانمان و خودمان، شاید آن موقع حال همه بهتر میشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/08/09ساعت 23:49 توسط دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ توسط گروهی از جوانان کوخردی به سرپرستی دوست اداره می شود.این وبلاگ به هیچ گروه وجناحی وابسته نیست و سعی میکند در نوشته ها جانب بی طرفی و انصاف را رعایت کند .واضح است که مسئولیت مطالب سایتها و وبلاگهای لینک شده بر عهده ی نویسندگانشان می باشد.
|
|
RSS
|